تبليغاتX
مرا امید وصال تو زنده نگه می دارد...

مرا امید وصال تو زنده نگه می دارد...

مرا امید وصال تو زنده نگه می دارد...


ارسال شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385 و ساعت 11:5 بعد از ظهر

تا حالا شده حس پرنده اي رو داشته باشي که زخمي شده و مجبوره که به ساحل پناه بياره ، بعدش چند تا بچه شيطون هم پيدا بشه و نتونه از دستشون فرار کنه. اون موقع اگر تو جاي اون پرنده بودي چيکار مي کردي . نه مي توني بال بزني نه مي توني به اون بچه ها بگي کاري به کارت نداشته باشن. تسليم سرنوشتت مي شي ؟ سکوت مي کني و خودت رو به مرگ مي زني ؟ يا نه با اينکه بالت زخمي هستش سعي مي کني بال بزني ؟ نمي دونم اونموقع چيکار مي کني . فقط همين قدر ميدونم بعضي وقتها مجبوري تسليم سرنوشت بشي و اين اجبار يکمي سخته. اينکه سرت رو بندازي پائين و بگي خوب شايد قسمت اين بوده . اما يه چيز ديگه رو هم خوب مي دونم . اون پرنده يه خالقي داره که بهش مي گن خدا . فکر مي کنم سختي تسيلم سرنوشت بودن رو با يادش بشه به فراموشي سپرد


نویسنده : [ زری ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 و ساعت 11:24 قبل از ظهر

تورا آنگونه می خواهم که آهو دشت زیبا را

مرا آنگونه می خواهی که ساحل موج دریا را

تورا آنگونه می خواهم که گلها دست باران را

مرا آنگونه می خواهی که شبنم برگ گلها را

تو بی من باغ بی برگی و من بی تو گل زردم

شبی با موج زیبایت پریشان می کنی ما را

بیا دستان سردم را میان دستان خود گم کن

که بی دستان پاک تو نه گل خواهم نه صحرا را


نویسنده : [ زری ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 و ساعت 11:11 قبل از ظهر

مثل باران چشمهایت دیدنی است

شهد خاموش صدایت دیدنی است

مهربانی معنی لبخند توست

خنده هایت بی نهایت دیدنی است

زخم ها چون شعرهای شاعرند

زخم هایم در هوایت دیدنی است

شانه هایم ساحل گیسوی توست

پایتخت آرزوها !خواب هایت

چشمهایت چشمهایت دیدنی است


نویسنده : [ زری ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه نهم بهمن 1385 و ساعت 0:15 قبل از ظهر

وقتي مي گويم دوستت دارم شايد تصور كني تنها چند واژه ي ساده را در

كنار هم گذاشته ام و جمله اي را بيان كرده ام .اما....

اين تنها يك جمله نيست ! دنياي لبريز از رويا هاي سبز و سرخ ! همين جمله

  كوتاه ! آري همين چند واژه خود كتابيست سر شار از معنا ! دوستت دارم

يعني بي حضور تو زندگي برايم بي معناست . بي تو دنياي من به سردي

مي گرايد و چشمانم بي فروغ ميگردد ! دوستت دارم يعني قلب من منزلگاه

 توست و وجودم سرزميني كه تخت پادشاهي را تنها لايق تو مي دانم .

دوستت دارم يعني مي خواهم در سايه سار نگاه پر مهرت لحظه بيا سايم

 و در پهنه ي پر احساس كلامت نفسي تازه كنم . مي خواهم در وسعت

بي انتها يي قلب تو سكني گزينم و تا ابد تفرجگاهم آبي بي كران آسمان و

سرخي شور انگيزه خورشيد قلب تو باشد. ميخواهم تنها با تو زندگي كنم و

در كنار تو ! تكيه گاهم تو باشي و توانم تو ! كبوتر سپيد وجود من بي حضور

 تو جان خواهد باخت ! پس با من بمان تا زنده بمانم! وقتي سخن از عشق

 به ميان مي آيد ضعيف ترين موجود نيز توانمند مي شود و ما در پرتو اين

عشق قدرتمنديم . پس خواهيم جنگيد مقاومت خواهيم کرد و خود را

نخواهيم باخت. حتي به قيمت زندگي ! در انتظار وصالي خوش! زيرا كه

زنده بودن بي حضور محبوب تنها مرگيست در بستر تنهايي و فرا ق !

همچو كوهي بودم استوار ! قد بر افراشته بودم به بهانه سر سختي !

دم از قدرت ميزدم در مقابل عاطفه! چون سنگ مقاوم وبي نفوذ! هرآنچه

پيش آمد به طعنه ي انكار پس زدم . وتو آمدي!و چون قطرات نرم و زلال آب

در من نفوذ كردي! و آن كوه استوار در مقابل تو به زانو درآمد ! نرم شد و

غوغاي درونش در آرامش نگاه پر مهر تو آرام گرفت و ديد كه بي حضور تو

بي بهاست و سلام تو توان اوست ! پس وقتي مي گويم دوستت دارم

تنها يك جمله نگفته ام! دنيایي را به تصوير كشيده ام ! سر زميني را از عمق

 وجود خويش...! سر زمين دل !و اين كلام قلبيست كه با هر تپش خود

ميگويد: "" عاشقانه دوستت دارم""

تقدم به كسي كه واقعا دوستش دارم


نویسنده : [ زری ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه هشتم بهمن 1385 و ساعت 10:57 قبل از ظهر

دقايقي تو زندگي هستن كه دلت براي 
 
  کسی اونقدر تنگ میشه که

 مي خواي اونو از رويات بكشي بيرون و 

 توی دنیای واقعي بغلش كني.


نویسنده : [ زری ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


copyright © asrare-eshghe-man All right reserved
This Template Designed by alikavosh Copyright © 2005 bahoone theme