تبليغاتX
مرا امید وصال تو زنده نگه می دارد...

مرا امید وصال تو زنده نگه می دارد...

مرا امید وصال تو زنده نگه می دارد...


ارسال شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 و ساعت 11:56 بعد از ظهر

دیگر به خلوت لحظه‌هایم عاشقانه قدم نمی‌گذاری،

سنگینی نگاهت را مدتهاست که حس نکرده ام .

من مبهوت مانده ام که چگونه این همه زمان را صبورانه

 گذرانده اي ؟

دیگر آمدنت در خیالم آنقدر گنگ است که نمی‌بینمت.

من نگاه ملتمسم را در این واژه ها پر کرده ام که شاید ....

دیگر زبانم از گفتن جملات هراسیده است.

و دستهایم بیش از هر زمان دیگر نام تو را قلم می زنند .

 و در این سایه سار خیال با زیباترین رنگها چشمهایت را

به تصویر می کشم نگاهت را جادویی می کنم که شاید

با دیدن تصویر چشمهایت جادو شوی .

تا به حال نوشته بودم ؟

 به گمانم نه !

 پس اینبار برایت می نویسم که :

دست نوشته هایت سر خوشی را به قلبم هدیه می کنند .

می‌خواهمت هنوز ؟؟؟

 گاه چنان آشفته و گنگ می شوم که تردید در باورهایم

 ریشه می دواند اما باز هم در آخرین لحظه تکرار می کنم

 که حتی اگر چشمانت بیگانه بنگرند،می‌خوانمت هنوز ،

 حتی اگر دستانت مرا جستجو نکنند.

هیچ بارانی قادر نخواهد بود تو را از کوچه اندیشه‌هایم

 بشوید و اینها برای یک عمر سرخوش بودن و شیدایی

کردن کافی است. به گمانم در ورای این کلمات

می خواستم بگویم که :

 دلتنگت شده ام به همین سادگی .

برای تو نوشتم اما افسوس که تو آنقدر بی خیالی که نمی خوانی ومن همچنان

خواهم نوشت.تا اگر روزی تصمیم به خواندنش گرفتی بفهمی که دیوانه وار

دوستت دارم.......


نویسنده : [ زری ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


copyright © asrare-eshghe-man All right reserved
This Template Designed by alikavosh Copyright © 2005 bahoone theme